جذبه
نگاری های لیدا قهرمانلو
ميلاد يکي کودک
شکفتن گلي را
ماند
چيزي نادر به زندگي آغاز ميکند با شادي و اندکي
درد روزانه به گونه
اي نمايان برمي بالد بدان ماند که
نادره ي نخستين است و نادره ي آخرين منتظرم .از ایران
کسی زنگ بزند.بی قرارم. خبر خوشی در راه است اما من آشوبی در دل دارم. همه در بیمارستانند.من آرزو می کنم چشمانم را
باز کنم و ببندم؛ آنجا باشم ، کنار برادرم . دستان سردش را بگیرم و آرامش کنم تا
زمانی آن خانم پرستار با لبخند بیاید و خبر
رسیدن قدم های کوچک پسرش را بدهد و سلامتی
همسرش را... +++ خبر رسید. کودکی
پا بدین جهان گذشت... و من چقدر از
شادی آنها دورم...چه عصر دلتنگ یک شنبه ای ست اینجا...و همه ی آرزویم این بود که
به برادرم از نزدیک این لحظه ی ناب را تبریک بگویم و در آغوش بفشارمش... اما چه دارم
حالا...فقط واژه هاو دوستی عمیقم با قلمی که آخرین جان پناه است . جدای نزدیکی نسبی
من (عمه ی کوچک ) با نوزاد تازه متولد شده, احساس شگرفی دارم که انسانی زیستنی
آغاز کرد...وچه روزها و لحظه هایی در انتظار اوست ...و کسی چه می داند روزگار برای
او چه بازی هایی رقم خواهد زد. از نوشتن هرچه عاجزم! فقط حرف هایی برای مهراد (کودک دو ساله ی خانواده )
و آرتا (نوزاد تازه متولد شده عضو جدید خانواده ) دارم .آرزوهایی شاید... تقدیم به آرتا و
مهراد عزیزم و همه ی کودکان خوشبخت : نعمت زیستن در
سایه ی سلامتی و امنیت ,نعمتی ست که بسیاری ازآن محرومند. تویی که بنا به قرار داد
نانوشته ای در چنین شرایطی به دنیا آمدی , باید که دیگر گونه زیستنی داشته باشی. حتی
بخاطر غمگینی دائمی کودکی که باز بنا به همان قانون نانوشته ,با نقص جسمی به دنیا
می آیند یا کانون گرم خانواده ای ندارد, بخاطر او باید که ببالی و شکوفا تر شوی هر
روز تا امیدها برای او نمیرد. زندگی می تواند
هر تعریفی باشد که تو خواستاری. به همان اندازه زیبا و عمیق. اما هرگز در
انتظار همه ی روزهای خوب مباش. زندگی کاسه ی پر از توت فرنگی قرمزی ست که گاه تیغ
هایی دارد که اشکت را در می آورد و گلویت را به درد ! همه ی تصورات کودکی
ات از فردای شیرین حفظ کن و مگذار روزهای
پی در پی و ناکامی هایی که نصیب هرکسی می شود, امید را از تو بگیرند. مگذار هیچ
چهارچوب از پیش تعریف شده ای, تو را از رسیدن به رویاهایت باز دارد. این تو هستی
که می توانی قرار داد تازه ای به قانون زندگی اضافه کنی . و بدان مهمترین
چیز در زندگی ,اعتقاد داشتن است .من نمی گویم به که و به چه . این کار تو ست در روزهای آینده که این راز را کشف
کنی . و به یادد داشته
باش... با حضور خانواده ات, هرگز تنها نیستی وآنها همیشه برای تو می مانند و دوستت
خواهند داشت. قدم های کوچکت مبارک
باد . "هر کودکی
که به دنیا می آید نشان می دهد که خداوند هنوز از انسان ناامید نیست " رابیندرتاگور
| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |



